خانه / اخبار / شرح سفر – مقاله استاد موسوی مطلق مقاله برگزیده همایش ملی بزرگداشت مرحوم آیت الله سید موسی زرآبادی (ره)

شرح سفر – مقاله استاد موسوی مطلق مقاله برگزیده همایش ملی بزرگداشت مرحوم آیت الله سید موسی زرآبادی (ره)

شرح سفر

اشاره ای به دو سفر و هجرت با برکتِ مرحوم علامه حافظیان

سفر اول:

تشرف به محضر مرحوم آیت الله العظمی

سید موسی زرآبادی قزوینی 

سفر دوم:

هجرت به هندوستان

جستاری از سید عباس موسوی مطلق 

فهرست مطالب

خلاصه مقاله ۳

مرید و مراد ۴

اشاره نخست ۴

اشاره دوم ۵

اشاره سوّم ۵

سفر اوّل ۷

سفر دوّم ۱۱

نتیجه گیری: ۱۳

کتابنامه ۱۴

خلاصه مقاله

که قبلاً ارسال گردیده

کلمات کلیدی:

سید ابوالحسن حافظیان، سید موسی، زرآبادی قزوینی، قزوین، سفر، هندوستان

مرید و مراد

اشاره نخست

ویژگی های مرحوم آیت الله العظمی زرآبادی از منظر علّامه حاج سید ابوالحسن حافظیان

سیّد عظیم الشأن مرحوم حافظیان ویژگی­های ذیل را برای استادِ با عظمت خویش مرحوم آیت الله زرآبادی برشمرده است که فهرست وار بدان اشاره می گردد[۱]:

۱٫ ولیّ از اولیاءِ الهی؛

۲٫ استاد بزرگ؛

۳٫ پیر مبین؛

۴٫ دریای علم و فضل و کمال؛

۵٫ واقف رازها؛

۶٫ متخلق به خلق و خوی پیامبر اکرم۳[۲]؛

۷٫ راد مرد بزرگوار؛

۸٫ علیم؛

۹٫ صاحب نفسه مطمئنه[۳]؛

۱۰٫ حکیم؛

۱۱٫ فرشته؛

۱۲٫ اخلاقی برگرفته از خُلق عظیم[۴]؛

۱۳٫ نفس برگرفته شده از نفس کریم؛

۱۴٫ نمونه ای از امام معصومB؛

۱۵٫ جامی: علم، عدل، رفق و داد؛

۱۶٫ نابود کننده: ظلم، جور و استبداد[۵]؛

اشاره دوم

عالم عارف مرحوم آیت الله العظمی حاج سید موسی زرآبادی

ولادت: ۱۲۹۴

محلّ ولادت: قزوین

استادان: حضرات آیات میرزا حسن کرمانشاهی، سید شهاب الدین شیرازی، شیخ فضل الله نوری

شاگرادان: حضرات آیات: حاج شیخ مجتبی قزوینی، حاج سید ابوالحسن حافظیان، حاج شیخ علی اصغر شکرنابی وحدتی، شیخ علی اکبر الهیان تنکابنی، میرزا رحیم سامت، سید محمد تقی معصومی اشکوری، میرزا علی اکبر معلم دامغانی.

تألیفات: تقریرات فقه و اصول، حاشیه بر منظومه سبزواری، حاشیه بر کفایه الاصول، شرح سلامان و آبسال ابن سینا، رساله ای در اعتقادات (عربی)، رساله اصول دین، رساله ای در توضیح حدیث ما الحقیقه، رساله ای در مشروطیت، رسائل و نسخه های مهم در علوم غریبه، رساله ای در موعظه و اخلاق.

وفات: دوم ربیع الثانی ۱۳۵۳٫

محل دفن: قزوین، امامزاده شاهزاده حسین.

 

اشاره سوّم

عالم عارف مرحوم علامه حاج سیّد ابوالحسن حافظیان، فرزند حاج سیّد میرزا

ولادت: ۱۲۹۷ هـ ش؛

محل ولادت: مشهد مقدس:

محل تحصیل: مشهد مقدّس، قزوین.

استادان: حضرات آیات: مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی، مرحوم حاج سید مظهر حسین هندی، مرحوم سید موسی زرآبادی…

شاگردان:

۱٫ حضرت خیر السالکین حاج حسین قنبری قائم[۶]؛

۲٫ حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالقائم شوشتری[۷]؛

۳٫ حضرت استاد محمد رضا حکیمی[۸]؛

۴٫ جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ اسماعیل شوشتری[۹]؛

۵٫ جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد حکیمی[۱۰]؛

۶٫ جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ سید ابوالحسن حیدری[۱۱]؛

۷٫ جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ شیخ حبیب الله احمدی[۱۲]؛

۸٫ جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ سید محمّد فاضل فردوسی[۱۳]؛

۹٫ جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ شیخ علی حکیمی[۱۴]؛

 

سفر اوّل

مَنْ وَ سَلْوی[۱۵]

مَن و سَلوی زسفره اش خوردم      ظرف خود پرنمودم و بردم

عالم ربّانی حضرت حاج سید ابوالحسن حافظیان به سال ۱۳۴۸ هـ به همراه مرحوم آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی به محضر سیّد عالی تبار مرحوم آیت الله العظمی حاج سیّد موسی زرآبادی قزوینی مُشرّف شد.

استاد محمد رضا حکیمی در این باره می نویسد:

«… آقای حاج سیّد ابوالحسن حافظیان مشهدی، از انسان های ممتاز و بسیار کم مانند روزگار، و از اساتید مسلم انواع «علوم غریبه»، و صاحب تصرّفات مهمّه و طیّ الارض قطعی، و مقامات روحی عالیه بود.

شیخ استاد (مرحوم آیت الله شیخ مجتبی قزوینی) می فرمود: چون در مشهد مقدس، با آقای حافظیان آشنا شدم، دیدم سیدی شریف و ریاضت کشی بسیار کوشا و زحمتکش است. و حیف است که چنین استعدادی، محضر آقا سید موسی زرآبادی را درک نکند. از این رو، با ذکر مقامات و علوم و اسرار مرحوم آقا، ایشان را متوجه آن قبله معنویت و کرامت کردم، و واداشتم که سفری به قزوین کنند و به حضور آقا برسند. و آقای حافظیان پذیرفتند.

می دانیم که آقای حافظیان بجز استادانی چند، سالها خدمت استاد بزرگی، مانند حاج شیخ حسنعلی نخودکی را درک و استفاده بسسیار کرده بودند، اما در سفر قزوین و مدت کوتاهی که در خدمت مرحوم آقا سید موسی بودند به مراحلی نایل می گردند که خود در این باره – در نوشته ای مختصر که شرح حال خود را برای مؤلف فاضل و پرکار حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ عزیز الله عطاردی قوچانی می نویسد – چنین می گوید:

در سال ۱۳۴۸ قمری به اتفاق مرد بزرگ، حاج شیخ مجتبی مدرس قزوینی – طاب ثراه – برای ملاقات و زیارت استاد بزرگ و سید جلیل، حضرت سید موسی زرآبادی – طلب ثراه – به قزوین مسافرت نمود… آنچه در مدت گذشته به آن موفق شده بود، گویا مقدمه بود از برای رسیدن به آن سید بزرگوار.

بعد از آن به شرف یابی کاملی موفق گشت، صاحب مکاشفات و ضمیری روشن شد، و قوه ارادی او قوی گردید، که آثار و علائمش بر همه ظاهر گشت؟ سالی یک مرتبه به سفر قزوین موفق می شد.[۱۶]

این پگاه روحانی و معنوی، اثری عجیب بر روح و روان سیّد مشهدی گذاشت

سرمایه عمر ادمی همین یک نفس است   آن یک نفس از برای یک هم نفس است

با هم نفســــی گر نفســــی بنشینی مجموع حیات عمر آن یک نفس است[۱۷]

مرحوم علامه حاج سید ابوالحسن حافظیان، شرح این ماجرای شگرف و اثر گذار را در یک مثنوی زیبا به بند کلمات کشیده است که بدان اشاره می گردد:

بعد حمد خدا و نعت رسول۵

یا درود و سلام های قبول

از بزرگان دین نمایم یاد

حق کند روح آن بزرگان شاد

ای جوان خدمت بزرگان کن

نفس اماره را به فرمان کن

بهر خدمت همیشه حاضر باش

گر قبولت کنند شاکر باش

این نخود – خود به خود – نخود نشده

تا نه بی خود شده است خود نشده

گوش بگشا روایتی گویم

روح افزا حکایتی گویم

مجتبی شیخ عالم و استاد

صاحب معرفت قرین سداد

اگه از حکمت ائمه دین

واقف رازهای شرع مبین

واجدسر حکمت ایمان

اوستاد معارف قرآن

در جوار رضاB به فیض خفی

گشته آگه زحکمت رضویB

برگذشت از علوم عرفانی

وز رسوم و فنون یونانی

جان سوی مطلع حقایق داشت

سر به درگاه علم صادقB داشت

از خراسان چو خور فروزان گشت

چون فروزان زعلم قرآن گشت

بد مربی به جمع اهل صفا

راه اموز سر ملک بقا

روزگاری که یار من بودی

متوجه به کار من بودی

روزی از روی لطف و مرحمتی

بعد شرحی و مدح و منقبتی

گفتی از گفته های گاه و گهی

که نگویند کسی به سال و مهی

دادی از جان ودل جوانی را

حضرت شیخ اصفهانی را

خدمتش کردی از دل و از جان

پنج سالت گشت قدر بدان

هر چه باید از او رسد برسید

دهمت از صمیم قلب نوید

حالیا یک سفر به قزوین کن

قلب پاکیزه را تو تزیین کن

یک تن از اولیاء بیا و ببین

اوستادی بزرگ و پیر مبین

بین چه دریای علم و فضل و کمال

واقف رازها زقبل سؤال

متخلق به خلق و خوی نبی(ص)

هر چه خواهد دلی از او شنوی

اولین، نیت زیارت کن

پس به شاگردیش اطاعت کن

نه سری و جُنید بغدادی

سیّد موسی که بود زرآبادی

راد مردی بزرگوار و علیم

صاحب نفس مطمئن و حکیم

متّحد، متّفق، شدیم روان

تا رسد دستمان بر آن دامان

سال هجرت رسیده به چهل و هشت

که چنین روز آمد و بگذشت

چون رسیدم به خدمتش حیران

شدم از آن فرشته انسان

نور از صورتش بدی ساطع

لمعاتٌ لوامعٌ لامع

خُلق او خِلقتی زخُلق عظیم

نفس او بهجتی ز نفس کریم

در حقیقت نمونه ای ز امام

گه رکوع و سجود و گه به قیام

گه به درد عوام همدرد او

گه به هر جمع همچو یک فرد او

بگرفته است ز سر تعظیم

از خدای علیم او تعلیم

موسوی دست و عیسوی مسند

به شریعت، شریعت احمد(ص)

حامی علم و عدل و رفق و داد

ما حی ظلم و جور و استبداد[۱۸]

علم او را چنان کنم تعریف

که نگردد حقیقتی تحریف

من زعلمش کجا توانم گفت

خاصه زان علم ها که بود نهفت

من زخور آفتاب می دیدم

در حقیقت حجاب می دیدم

بگذرم از بیان حال او

ندرم پرده مقال او

من و سلوی ز سفره اش خوردم

ظرف خود را پرنمودم و بردم

لوح «صد در صد» از یکی وردش

بردم از یک نظر ز شاگردش[۱۹]

یک نگه او نمود و گفت بگو

وحده لا اله الا هو

 

سفر دوّم

ملک ظلمات، آب حیات

یکی دیگر از سفرهای عارف فرزانه مرحوم حاج سید ابوالحسن حافظیان سفر و اقامت قریب به رقع قرن در هند و پاکستان است، علل این سفر را مختلفو به طُرُق گونه گون نقل نموده اند و حقیقت پنهان است و هر کسی از ظن خود یاروی شده است[۲۰] در این بخش به نقل این دلائل می پردازیم.

۱٫ آن چه مشهور است و ما از سالیان قبل از بسیاری بزرگان شنیده بودیم این است که ایشان به دستور استادشان شیخ عارف مرحوم آیت الله حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی، تن به این هجرت داده اند، و درواقع امتثال امر استادشان بوده است و ایشان نیز مطیع استاد بوده اند، که این راه و روش همه خوبان روزگار و سالکان حقیقی طریق هدایت بوده است؛

به می سجاده رنگین کن گرت پیرمغان گوید

                  که سالک بی خبر نَبْوَد ز راه و رسم منزلها[۲۱]

۲٫ دختر مکرمه[۲۲] آن مرحوم بیماری را سبب این مسافرت و هجرت دانسته اند وی در مقاله ای این چنین نگاشته اند:

«استاد سید ابوالحسن حافظیان به سبب یک بیماری طولانی ذات الریه در اوایل جوانی و شفا یافتن او توسط جدّ بزرگوارش حضرت امام رضاB که خود مبحث جداگانه ای دارد به تجویز اطبا باید در زمستان به گرمسیر برود.در سال ۱۳۱۶ به سرزمین هندوستان سفر کرد و در حدود نیم قرن در هند و پاکستان زندگی کرد.»

البته این دلیل کامل به نظر نمی‌رسد چرا که در کشور عزیز ایران مناطق مختلف آب و هوایی گوناگون وجود دارد.

۳٫ دلیل دیگری را مرحوم علامه آیت الله سید محمد حسین طهرانی بیان کرده اند و آن این که ایشان از قول مرحوم میرزا محمد علی دامغانی نقل کرده اند: مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی به جهت خبطی که انجام داده بود وی را به هندوستان تبعید کردند[۲۳].

۴٫ بنابر آنچه در کیهان فرهنگی آمده است، ایشان به اعتراض رضا شاه به هندوستان سفر کرد. در کیهان فرهنگی این چنین آمده است:

«مرحوم حافظیان سال ۱۳۵۱ هـ ق به هند رفت و با خود عهد کرد تا زمانی که رضا خان بر سریر قدرت است به ایران برنگردد. در هند به گشت و گذار و ریاضت و عبادت روی آورد و لوح محفوظ را در پی ریاضت طولانی بر روی تپه «صوفی پوره» واقع در دامنه کوه ترال کشمیر، استخراج کرد، وی در هند با یک دختر ایرانی که پدرش در آنجا استاد دانشگاه بود ازدواج کرد و پس از سقوط رضاخان در سال ۱۳۲۰ هـ ق به ایران آمد.»[۲۴]

۵٫ و دلیل آخر که به صواب نزدیک تر است آن است که عارف ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالقائم شوشتری از خود آن مرحوم نقل نموده اند و آن هم این مسافرت و هجرت به طلب انسان کامل یعنی مقتدای عالم حضرت بقیه الله الاعظم امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده است و این مهّم حاصل شده است، این علت را آن سیّد عارف در شعری این چنین بیان داشته اند:

بولحسن رفته به ملک ظلمات       به هوا و هوس آب حیات

کو سکندر که بگوید هیهات       می روم نعره زنان در عرفات

 

نتیجه گیری:

دو هجرت و مسافرت، تجربه معنوی اثر گذار در زندگانی این عارفِ مجاهد بوده است. در این نوشتار اطاعت از استاد و عمل به سنت هجرت که از امور مهمه فراموش شده است اشاره گردیده، جایگاه یک دوست خوب سلوکی که باعث فیضی چنین شده است، یعنی رسیدن محضر مرحوم زرآبادی، قابل تأمل است و در نهایت این مقاله جمع دلایل و تحلیلی که در خود این دلایل و در گوشه ی عقل خواننده موج می‌زند، از سفر مرحوم حافظیان به هندوستان و پاکستان پرده برداری می‌نماید.

 

کتابنامه

۱٫ مکتب تفکیک، حکیمی، محمد رضا، انتشارات دلیل ما، چاپ هشتم، تهران، ۱۳۸۲٫

۲٫ ماهنامه پیام زن، سال هجدهم، شماره ۶۰، شهریور ۱۳۸۸٫

۳٫ مظهر وصف خدا، عارف مرتاض حضرت علامه حافظیان، در بیان و خاطرات عارف فرزانه حضرت استاد حاج شیخ عبدالقائم شوشتری، موسوی مطلق، سید عباس، انتشارات معارف معنوی، چاپ اول، سال ۱۳۸۹٫

۴٫ کیهان فرهنگی، سال نهم، شماره ۱۲٫

۵٫ جلوات حق در اثرات پیر مهر حضرت خیرالسالکین و اسوه الطالبین جناب مستطاب عارف و اصل آقای حاج حسین قنبری قائم، دانش حبیب الله، انتشارات پیام نو، تهران ۱۳۹۱٫

۶٫ مطلع انوار، طهرانی، سیّد محمّد حسین، انتشارات مکتب تشییع، قم، ۱۳۸۹٫

۷٫ خرمن معرفت، موسوی مطلق، سید عباس، انتشارات هنارس، قم، ۱۳۸۸


[۱] . این ویژگی‌ها در قصیده مرحوم حافظیان اشاره شده است.

[۲] . اشاره به آیه انک لعلی خلق عظیم

[۳] . اشاره به آیه شریفه: یا ایتها النفس المطمئنه

[۴] . اشاره مجدد به آیه شریفه انک لعلی خلق عظیم

[۵] . اشاره به رساله مرحوم آیت الله زرآبادی در تأیید مشروطیت

[۶] .  رک: جلوات حق، در اثرات پیر مهر، انتشارات پیام نور.

[۷] . رک: خرمن معرفت، درس هایی از آیت الله شوشتری، انتشارات هنارس

[۸] . رک: مظهر وصف خدا، انتشارات معارف معنوی.

[۹]. رک: همان، وی وزیر سابق دادگستری بوده اند.

[۱۰]. رک: همان.

[۱۱] . رک: همان.

[۱۲] . رک: همان، وی فرزند مرحوم آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی می باشد.

[۱۳] . رک: همان.

[۱۴] . رک: همان.

[۱۵] . اشاره به سوره مبارکه بقره آیه شریفه ۵۷: « وَ أَنْزَلْنا عَلَیکمُ الْمَنّ وَ السّلْوى‏ کلُوا مِنْ طَیباتِ ما رَزَقْناکمْ وَ ما ظَلَمُونا وَ لکنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یظْلِمُونَ »

[۱۶] . مکتب تفکیک، ص ۲۷۲٫

[۱۷] . ابوالحسن خراقانی

[۱۸] . اشاره به رساله مرحوم زرآبادی در تأیید مشروطیت

[۱۹] . به احتمال غریب به یقین، مراد مرحوم آشیخ علی اصغر شکرابی وحدتی (م۱۳۵۷ق) که از شاگردان و تربیت یافتگان برجسته مرحوم زرآبادی بوده است رجوع شود به رساله زهد مجسم.

[۲۰] . هرکسی از ظن خود شد یار من    و اندرون من نجست اسرار من

[۲۱] . دیوان حافظ، اولین غزل.

[۲۲] . سرکار خانم شاعره محترمه سیده فیروزه حافظیان

[۲۳] . رک: مطلع الانوار، ج۲، انتشارات مکتب تشیع.

[۲۴] . رک: کیهان فرهنگی، سال نهم، ش۱۲٫

درباره مدیر پایگاه

همچنین ببینید

معرفت عاشوراء _ ۱۴

یک نظر

  1. با عرض سلام حضور محترم عماد الاعلام جناب حجت الاسلام آقای حاج سید عباس آقای موسوی مطلق دامت تأییداته
    خبر ارائه مقاله سرکار مستطاب را در همایش عالم الکامل من النوادر عصره سماحه آیه الله الفقید السید آغا موسی الحسینی الزرآبادی استماع نمودم و موجبات خرسندی حقیر فراهم گردید.
    دوام توفیقات جنابتان را خواستارم
    اقل العباد السید محمد مهدی ابن عالم الفقیه الحسینی الگرگانی